شناسنامه كتاب گزارش به خاک یونان  
عنوان اثر : گزارش به خاک یونان

گزارش به خاک یونان

موضوع : رمان
نويسنده  : نیکوس کازانتزاکیس
مترجم     : صالح حسینی
فرمت      : PDF: Adobe Portable Document Format
معرف       : طه کامکار
تاريخ درج   : 10/03/1388
دانلود کنيد
مشاهده     : 2556
توضيحات  : این کتاب، شرح احوالات‌گونه‌ای است در شیوه‌ی رمان. قهرمان و راوی آن، کازانتزاکیس است که حدیث سیر و سلوک خویش را بازگو می‌کند. اقرار نیوش او خاک محبوبش، کرت است. کرت فرزندانی خواسته است مبارز و سلاح در دست، و او که با سلاحی دیگر ـ قلم ـ جنگیده است، گزارش نبرد خویش را به سان سربازی به پیش‌گاه سپهسالار کرت عرضه می‌کند. قهرمان کتاب، همه‌ی عمر را تلاش می‌کند تا به رغم اسیر بودن در تخته‌بند تن، از محدودیت‌های جسمانی فراتر برود. تنها راه رهایی را در عروج می‌بیند. بنابراین مانند مسیح، صلیب بر دوش می‌گیرد تا به معراج جلجتای خویش صعود کند. او می‌داند که با فرا شدن به جلجتا، مصلوب می‌شود. امّا تصلیب را تنها راه رستاخیز می‌داند. بی‌قرار و جست‌وجوگر، دست به سفر می‌زند. راهی را برمی‌گزیند. به پایان راه که می‌رسد، می‌بیند که گرداب مرموز دهان گشوده است. وحشت سراپای وجودش را می‌گیرد. برمی‌گردد و راهی دیگر در پیش می‌گیرد و در پایان، بار دیگر به گرداب مرموز می‌رسد. دوباره عقب‌نشینی می‌کند و باز سفری نو، و ناگهان دوباره همان مغاک. هر یک از این سه راه، به ترتیب در وجود مسیح، بودا، و لنین تجسم می‌یابد. این سه، سایرن‌های اویند؛ آن مخلوقات اساطیری که با چنگ و آواز خویش، انسان را از خود بی‌خود می‌کنند و آدمی بی‌اختیار به سوی آنان کشیده می‌شود. یکی از آنان آواز عشق می‌خواند، دیگری چنگ عرفان می‌نوازد، و سومی هم آوای عدالت سر داده است. از یک سو چنان مسحور آواز آنان شده است که نمی‌تواند انکارشان کند و از سویی دیگر، با هر کدام که راه می‌افتد، به لبه‌ی گرداب مرموز می‌رسد و وحشت‌زده برمی‌گردد. چاره را در این می‌بیند که این سه آواز خصم‌آلود را یگانه کند. این کار را می‌کند و راه می‌افتد. باز هم به لبه‌ی گرداب مرموز می‌رسد. امّا دیگر وحشت‌زده نمی‌شود. شگفتا که گرداب مرموز، در هر صورت وجود دارد. نهایت، چیره شدن بر ترس است. هنگامی که آدمی بدون ترس با گرداب مرموز رویارو شود، در کام آن فرو می‌رود و فنا می‌شود. امّا این فنا شدن، جاودانگی از پی دارد و فنا عین بقا می‌شود. کازانتزاکیس، در مقدمه‌ی کوتاکی بر این کتاب، چنین می‌گوید: «در این صفحات جا پای سرخی را می‌بینید که قطرات خون من بر جای نهاده است؛ جا پایی که سفرم را در میان انسان‌ها و اندیشه‌ها مشخص می‌کند. هر انسانی، شایسته‌ی نامیده شدن فرزند انسان، صلیبش را بر دوش می‌کشد و از جلجتای خویش بالا می‌رود. بسیاری به منزل‌گاه اوّل یا دوم می‌رسند و نفس‌زنان در نیمه‌راه سفر بر زمین می‌غلتند و به معراج جلجتا ـ به بیانی دیگر، معراج وظیفه، یعنی مصلوب شدن و رستاخیز کردن و نجات روح ـ نمی‌رسند. ترسان از تصلیب، دل می‌بازند. ایشان نمی‌دانند که صلیب تنها راه رستاخیز است. راه دیگری وجود ندارد.»
پیوستن به گروه همکنون به گروه علاقه مندان به این کتاب بپیوندید
اطلاعات بيشتر درباره اين اثر در وب ...
 
 آثار ديگر  نیکوس کازانتزاکیس  
مسیح بازمصلوب - رمان زوربای یونانی - رمان
گزارش به خاک یونان - رمان مسیح باز مصلوب - رمان
 كتاب هاي مرتبط  
 ساير کتاب هاي ثبت شده توسط طه کامکار  
نهاد ناآرام جهان - فلسفه و منطق تهوع - فلسفه و منطق
همیشه شوهر - رمان روزی با جماعت صوفیان - عمومي
سفیر حق و صفیر وحی - تاريخ تأملاتی در قرائت انسانی از دین - اسلامي
فاطمه فاطمه است - اسلامي خواهرزاده جادوگر - رمان
مدرنیته، دموکراسی، و روشن‌فکران - اسلامي مولوی و جهان‏بینی‏ها - عمومي
کورش کبیر در قرآن و عهد عتیق - اسلامي علم چیست، فلسفه چیست - اسلامي
گزارش به خاک یونان - رمان آری اینچنین بود برادر - اسلامي
میرا - رمان تشیع علوی ـ تشیع صفوی - اسلامي
از بازرگان تا سروش - فلسفه و منطق اختراع انزوا - مجموع داستان
رازدانی و روشن‏فکری و دين‏داری - رمان جامعه‏شناسی تحریفات عاشورا - اسلامي
  کتابخانه مجازي
  کتابخانه شعر
  يک کتاب به قفسه اضافه کنيد!
  چه کتاب هايي خوانده ايد؟